
مطمئن نیستم صحنه های رو به زوال جسمی هاوکینگ اشکمو درآورد یا با دیدن مسیج جی کی که خجسته وار نوشته I'm back تحریک شدم..یکی نیست بگه آخه کسخل وسط فیلم دیدن اونموقع شب واتساپ چک کردنت چه مرضیه دیگه..اونوقت شب منتظر کدوم شوالیه ی سوار بر اسبی هستی که بیاد نجاتت بده. بنابراین نمیتونم مطمئن بگم بعد Amour هانکه این نزدیک ترین فیلمیه که مثل ابر بهار برای نقش مکمل گریه کردم.از فیلم انتظارات دیگه ای داشتم.اینکه بیشتر به مسائل و مصائب هاوکینگ و پذیرفتن وضعیتش بپردازه.بیشتر از شخصیتی که داشته و داره بگه. ...
ادامه مطلب
با نام و یاد ایزد منان کتاب مقدس / دنیای سوفی/ را در ظهر عاشورا گشوده و به حول قوه الهی سعی در به پایان رساندن این گنجینه ارزشمندِ ششصد صفحه ای تا قبل از شروع سال هجری قمری آتی کرده...امید آن است که به مصلحت آن بزرگوار عزیزی که صفیحه ای چُنان گرانقدر را به بنده ی سراپا تقصیر پیشنهاد دادند به وصال درجات عالیه ی تاریخ فلسفه درآمده و رستگاری در ما عجین شود. 1395/07/21...
ادامه مطلب
از بیرون صدای طبل و سنج و زنجیر زنی یه عده عزادار میاد.میگه پاشو برو پشت پنجره ببین چه خبره؟ میگم: مری؟ میگه: هـآ؟ اونارو ول کن شام چی داریم؟ -_-...
ادامه مطلب
پتی اسمیت زشت ترین آدم خوش عکسی ست که به عمرم دیده ام.دوربین شهوتی دارد برای فیس و فیگورهایش.. چشم هایش بسان عقابی که از آشیانه جهان را می نگرد از لنز و دوربین و مانیتور رد میشوند و پس ِ پشت مغز بیننده جلوس می کنند و کس نمیداند چرا..لامصب هر ژستی که میگیرد , هر کاری که میکند به وجودش خوش می نشیند و آدم چیکار از دستش بربیاد جز اینکه حضش را ببرد.$ عکسای عروسی رو میبینم..نچ.نمیشه, اینجور فایده نداره. همه ی زاویه هارو تست کردم. یه فکری باس به حال این دماغ کرد. ...
ادامه مطلب
بیا محض رضای خدا خفه خون بگیریم و نذاریم کلمات همه چیز رو خراب کنه... $ بخون ابی جوون که تا صبح باهم کار داریم برادر.. بخون. متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. ...
ادامه مطلب
xa0 xa0xa0xa0xa0 xa0 پرده دوم/ بی حوصلگی, غریبه , مری از از فیلسوف زده شده قرار نبود نقشش انقدر پر رنگ باشه.نمیخواستم دوست بدونمش.میخواستم یه رهگذر باشه.این که بیام و اینجا راجع بهش بنویسم یعنی درگیرم کرده یعنی مهم شده.بهش میگفتم میخوام اون پیرمرد فیلسوفِ توو گذران زندگی باشی.یه سکانس از زندگی. کوتاه اما عمیق.میگفت تو اما نانا نیستی که من با چندتا جمله قشنگ فلسفی بپزمت... تو حالا حالا اینجا کار داری نانا.. عطا برگشته.اینکه تا الان کدوم جهنم دره ای بوده, زحمتیه که تا الان به خودم ندادم ب...
ادامه مطلب
عصر ِ جمعه ای از سر ِ بی حوصلگی یه کاوندیش آیس انداختم بالا,رفتم پشت پنجره از اونجا مشغول دید زدن ناژون و آدمهای تووش بودم. یسری پسر بچه ی دوچرخه سوار توو ردیف های منظم پشت هم حرکت میکردند.برعکسش دختر های اسکیت سوار همش توو شکم هم بودند. یه عالمه گنجیشک هم یه نفس بالا سر اینا جیک جیک میکردن.من نمیفهمم این موقع از سال چه موقع گنجشیک و این حرفاس؟ الان مگه نباید توو آسمون پر کلاغ باشه؟ انی وی.. بدترکیب ترین و چاقالو ترین گربه محل / یک دست سیاه با لکه سفید ِ روی گردنش/ نیم ساعتی بود عین مجسمه...
ادامه مطلب
یادم نمیاد هیژده سالگی چجوری گذشت.نفهمیدم بیست سالگی چه حسی داشت.الانم نمیدونم بیست و دو سالگی چه حال و هوایی باید داشته باشه.. ولی اینکه روز تولدت مقارن بشه با عید غدیر... واینکه بلا استثنا جمیعاً برای سادات بودن, بهت تبریک بگن /و نـه/ به خاطر زادروزت.. چندان خوشایند نیست.فی الواقع قضیه کمی مضحک به نظر میاد. ...
ادامه مطلب
رسماً هممون داریم به گـا میریم منتها با پوزیشنای مختلف. ...
ادامه مطلب
عقاید توو ذهن آدما شکل میگیرن.وجود خارجی ندارن.اونا نه شخصیت دارن نه احساسات.بنابراین نه میشه بهشون احترام گذاشت نه توهین کرد.ولی آدما.. هم شخصیت دارن هم احساسات.به اونا میشه علی رغم عقایدشون احترام گذاشت و میشه به خاطر عقایدشون بهشون توهین کرد.پس با عبارتی احترام آمیز که نظر واقعی پشتش پنهان شده خودتون رو مضحکه قرار ندید.طرف مقابلتون رو بکوبید.به لجن به کشید.مسخره کنید.فحش ندید.اهانت کنید و لذت ببرید....
ادامه مطلب